قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2929
تاريخ الفي ( فارسى )
وفات يافت و به چند روز قبل از آنكه بيمار شود وزيرش ، ابو القاسم انسآبادى « 1 » ، به او رسانيده بود « كه بعضى از امراى موصل ، از جمله عزيز الدّين « 2 » ابو نصر احمد بن حامد مستوفى ، امير انوشتگين كه به شيرگير اشتهار داشت و پسرش [ عمر ] در مقام قصد تواند . » و اين معنى را در خاطر سلطان قرار داده بود . بنابراين ، سلطان امير عزيز الدّين را گرفته به تكريت نزد مجاهد الدّين بهروز فرستاد كه او را آنجا به قتل رسانيدند و امير شيرگير را با پسرش در ماه جمادى الآخر در اردوى خود به قتل رسانيد . بعد از كشتن ايشان ، به اندكروز ، سلطان بيمار شد و روزبهروز بيمارى او اشتداد مىيافت تا اينكه در ماه شوّال وفات يافت . ايام زندگانى او بيست و هفت سال بود و مدّت سلطنتش دوازده سال و نه ماه و بيست روز . وى به اوصاف حميده متّصف بود و در حلم مرتبهاى بزرگ داشت ؛ چه ، بسيار بود كه از مردم زبون نسبت به خود چيزها مىشنيد و مىگذرانيد و در مقام آزار ايشان نمىشد ، چنانچه در وقتى كه ميانهء او و خليفه مسترشد باللّه نزاع به هم رسيده بود اجلاف در بغداد چندان دشنام و فحش از آن طرف دجله بر او مىگفتند كه زياده از آن متصوّر نبود و سلطان همه را مىشنيد و تغافل مىورزيد . بعد از آن با وجود قدرت بر انتقام ايشان را آزار نرسانيد . ديگر از اوصاف حميدهء او آنكه مطلقا در مال مردم طمع نداشت و امراى خود را نيز از آن بازمىداشت و در آن باب مبالغه بسيار مىفرمود . « 3 » بعد از فوت سلطان محمود ، پسرش ، ملك داود ، بر سرير سلطنت قرار گرفت و وزارت او همچنان به ابو القاسم انسآبادى متعلق بود و آقسنقر احمد يلى به اتابكى او مقرّر شد و در جميع ممالك محروسهء پدرش خطبه به نام ملك داود خواندند . و در اين سال جمعى از باطنيه كمين كرده خود را به تاج الملوك بورى بن طغتگين رسانيدند و دو زخم منكر بر وى زدند كه يكى از آنها ناصور شد . « 4 » امّا تاج الملوك با آن حال به ديوان مىآمد و به مهمات خلايق مىرسيد . و در ماه رجب اين سال از اعيان ، امير ابو الحسن [ پسر ] المستظهر باللّه ، كه برادر خليفه مسترشد باللّه بود ، وفات كرد . و از مشاهير علماى شافعيه ، كه مدرّس مدرسهء نظاميهء بغداد بود ، حسن بن سليمان بن عبد اللّه نيز در اين سال سفر آخرت پيش گرفت .
--> ( 1 ) . ق : نسابادى . ( 2 ) . ق : امير عزّ الدّين . ( 3 ) . ابن خلكان نيز همچون ابن اثير ( الكامل ، ج 10 ، ص 670 ) ، مبالغى از حسنات رفتار سلطان محمود را آورده است . - وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 269 . ولى بندارى تعدادى از خطاهاى دوران كودكى سلطان محمود را از روى غلو فساد ناميده و آنها را در كتاب خود آورده است . - تاريخ دولة آل سلجوق ، ص 104 - 110 . ( 4 ) . ق : كارگر شد .